در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حرکت در هوا با استفاده از بال، یا سفر با هواپیما.
To move through the air using wings, or to travel in an aircraft.
«پرندگان برای زمستان به جنوب پرواز میکنند.»
“Birds fly south for the winter.”
«باید هفته آینده با هواپیما به لندن بروم.»
ادبی/رسمی. بلند پرواز کردن یا اوج گرفتن در هوا. اغلب به حرکت برازنده و بیدردسر اشاره دارد، معمولاً برای پرندگان. 'عقاب بر فراز کوهستان اوج گرفت'. کمتر برای هواپیماها استفاده میشود مگر به صورت استعاری.
Literary/Formal. To fly or rise high in the air. Often implies graceful, effortless movement, typically for birds. 'The eagle soared above the mountains'. Less common for aircraft unless used metaphorically.
رایج. در یک نقطه در هوا ثابت ماندن. با 'fly' قابل جایگزینی نیست زیرا نوع خاصی از حرکت هوایی را توصیف میکند، نه حرکت کلی. 'هلیکوپتر بالای صحنه درجا بال زد'.
Common. To remain in one place in the air. Not interchangeable with 'fly' as it describes a specific type of aerial movement, not general movement. 'The helicopter hovered over the scene'.
حشرهای از راسته دوبالان که مشخصه آن داشتن یک جفت بال است.
An insect of the order Diptera, characterized by having a single pair of wings.
«یک مگس روی غذایم نشست.»
“A fly landed on my food.”
«مگسها آفات آزاردهندهای هستند.»
“Flies are annoying pests.”
یک وسیله یا بخشی از لباس که با زیپ یا دکمه بسته میشود و یک شکاف را میپوشاند.
A device or part of clothing that fastens with a zipper or buttons, covering an opening.
«زیپ شلوارت باز است!»
“Your fly is open!”
«او قبل از ترک دستشویی، زیپ شلوارش را چک کرد.»
“He checked his fly before leaving the restroom.”