در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
خوانندهای که موسیقی سنتی میخواند.
A singer who performs traditional folk music.
«خواننده فولک آوازهای قدیمی اجرا کرد.»
“The folksinger performed old ballads.”
«او خواننده فولک مشهوری از ایرلند است.»
“She is a famous folksinger from Ireland.”
رسمی یا شاعرانه؛ مخصوصتر به آوازهای داستانگو؛ تا حدی قابل تعویض.
Formal or poetic term; more specific to storytelling songs, partially interchangeable.