for fear that

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔr fɪr ðæt/
conjunction (حرف ربط)common

حرف ربط — از ترس اینکه

از ترس اینکهمبادا که

برای جلوگیری از این احتمال به کار می‌رود که اتفاق بدی بیفتد.

Because someone wants to prevent the possibility that something bad will happen.

«زود راه افتادم از ترس اینکه ترافیک بدتر شود.»

I left early for fear that traffic would worsen.

«ساکت ماند از ترس اینکه او بشنود.»

She kept quiet for fear that he would hear.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000