foreclosed

fore·closed/fɔːrˈkloʊzd/
fore-before, in frontcloseto shut
verb (فعل)commonpast (گذشته): foreclosedpast participle (مفعولی): foreclosed-ing (حال): foreclosing3rd (سوم): forecloses

فعل — توقیف کردن

توقیف کردنمحروم کردن

خارج کردن مالکیت خانه به دلیل عدم پرداخت وام؛ جلوگیری یا نفی کردن چیزی.

To take possession of a property due to failure to pay the mortgage; to prevent or rule out.

«بانک خانه او را توقیف کرد.»

The bank foreclosed on his house.

«آن‌ها گزینه‌های دیگر را منتفی کردند.»

They foreclosed other options.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seizeتوقیف کردن

رایج. گرفتن مالکیت به‌صورت قانونی یا قهری.

Common. To take possession by law or force.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000