fostering

fos·ter·ing/ˈfɒs·tər·ɪŋ/
1noun (اسم)common

اسم — دادن سرپرستی موقت

دادن سرپرستی موقتپرورش موقت

عمل مراقبت و بزرگ‌کردن موقت کودک، معمولاً پیش از سرپرستی دائم.

The act of caring for and nurturing a child temporarily, often before adoption.

«دادن سرپرستی موقت به کودکان نیازمند صبر و محبت است.»

Fostering children requires patience and love.

«این سازمان در امور سرپرستی موقت کمک می‌کند.»

The agency helps with fostering arrangements.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): fosteredpast participle (مفعولی): fostered-ing (حال): fostering3rd (سوم): fosters

فعل — پرورش دادن

پرورش دادنترویج کردن

مراقبت و تشویق رشد یا توسعه چیزی، به‌ویژه کودکان یا ایده‌ها.

Looking after and encouraging the growth or development of something, especially children or ideas.

«او عشق به مطالعه را در دانش‌آموزانش پرورش می‌دهد.»

She is fostering a love of reading in her students.

«این بنیاد نوآوری در فناوری را ترویج می‌کند.»

The foundation fosters innovation in technology.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000