foster

fos·ter/ˈfɒs.tər/
verb (فعل)commonpast (گذشته): fosteredpast participle (مفعولی): fostered-ing (حال): fostering3rd (سوم): fosters

فعل — پرورش دادن

پرورش دادنحمایت کردن

تشویق یا حمایت از رشد چیزی، مخصوصاً مراقبت از فرزندی که وابسته نیست.

To encourage or promote the development of something, especially growth or care for a child not one's own.

«آن‌ها به مدت دو سال کودکی را پرورش دادند.»

They fostered a child for two years.

«معلمان خوب خلاقیت را تقویت می‌کنند.»

Good teachers foster creativity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encourageتشویق کردن

معنای مشابه؛ 'encourage' کلی‌تر است و 'foster' بیشتر به پرورش اشاره دارد.

Similar in meaning; 'encourage' is more general, 'foster' often implies nurturing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000