frankincense

fran·kin·cense/ˈfræŋkɪnsɛns/
noun (اسم)formal

اسم — کندر

کندربخور خوشبو

صمغ خوشبو که در عطر و بخور استفاده می‌شود و از درخت بوسولیا به‌دست می‌آید.

A fragrant resin used in perfumes and incense, obtained from the Boswellia tree.

«کندر در مراسم مذهبی سوزانده می‌شد.»

Frankincense was burned during the religious ceremony.

«عطر کندر فضا را پر کرده بود.»

The scent of frankincense filled the air.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000