در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عضو یک انجمن برادری یا یک برادر دینی، به ویژه یک عضو ارشد.
A member of a fraternity. Also, an older or senior member of a brotherhood or religious order.
«او به عنوان یک برادر در انجمن برادری کالج پذیرفته شد.»
“He was initiated as a frater in the college fraternity.”
«برادر دانا به راهبان جوانتر راهنمایی ارائه داد.»
“The wise frater offered guidance to the younger monks.”
روزمره. رایجترین اصطلاح برای برادر نسبی، یا یک دوست/همکار صمیمی مرد. 'Frater' به سازمانهای رسمی خاصتر است. 'برادرم در حال بازدید است' درست است، 'frater من در حال بازدید است' به معنای برادری در یک سازمان است.
Everyday. The most common term for a male sibling, or a close male friend/associate. 'Frater' is more specific to formal organizations. 'My brother is visiting' works, 'my frater is visiting' implies a fraternity context.
کلی. یک اصطلاح گسترده برای هر کسی که به گروهی تعلق دارد. 'Frater' به یک عضو مرد از یک انجمن برادری/نظام دینی اشاره دارد. 'او عضو باشگاه است' درست است، 'او یک frater است' خاصتر است.
General. A broad term for anyone belonging to a group. 'Frater' specifies a male member of a fraternity/religious order. 'He is a member of the club' works, 'he is a frater' is more specific.