در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصی که از بردگی آزاد شده است
a person who has been released from slavery
«آزادشده پس از آزادی زندگی جدیدی را آغاز کرد.»
“The freedman started a new life after emancipation.”
«آزادشدگان با چالشهای زیادی در جامعه روبرو بودند.»
“Freedmen faced many challenges in society.”