fumy

fu·my/ˈfjuːmi/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): fumiersuperlative (عالی): fumiest

صفت — دودآلود

دودآلودبوی دوددار

دارای بوی دود یا ناخوشایند قوی یا تولیدکننده دود.

Having a strong, smoky or unpleasant odor or producing smoke.

«اتاق پس از آتش‌سوزی دودآلود بود.»

The room was fumy after the fire.

«او بوی دوددار هوا در آشپزخانه را دوست نداشت.»

He disliked the fumy air in the kitchen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smokyدودآلود

رایج. وقتی منظور بوی دود یا ظاهر دودآلود باشد قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when describing appearance or smell related to smoke.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000