fumigated
فعل — ضدعفونی با دود کرد
(یک منطقه را) تحت تأثیر دود یا بخارات قرار داد، به ویژه برای ضدعفونی یا از بین بردن حشرات موذی.
Subjected (an area) to the action of smoke or fumes, especially to disinfect or kill vermin.
«خانه برای خلاص شدن از شر موریانهها دوددهی شد.»
“The house was fumigated to get rid of the termites.”
«آنها انبار را برای جلوگیری از آلودگی آفات دوددهی کردند.»
“They fumigated the warehouse to prevent pest infestation.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. به معنای تمیز کردن چیزی با ماده شیمیایی برای از بین بردن باکتریها است. اگر هدف گندزدایی، ضدعفونی عمومی باشد قابل تعویض است، اما 'دوددهی کرد' به معنای استفاده از گاز/بخار است، در حالی که 'ضدعفونی کرد' اینطور نیست. 'اتاق بیمارستان ضدعفونی شد' درست است.
Common. Means to clean something with a chemical to destroy bacteria. Interchangeable if the purpose of fumigation is general disinfection, but 'fumigated' implies using gas/fumes, while 'disinfected' does not. 'The hospital room was disinfected' works.
متداول. به معنای کاملاً نابود کردن است. هنگامی که هدف اصلی دوددهی از بین بردن کامل آفات است قابل تعویض است. 'شرکت کنترل آفات مورچهها را ریشهکن کرد' درست است.
Common. Means to destroy completely. Interchangeable when the primary goal of fumigation is to kill pests entirely. 'The pest control company exterminated the ants' works.
صفت — دوددهیشده
با دود یا بخار برای ضدعفونی یا کشتن حشرات موذی تیمار شده.
Treated with smoke or fumes to disinfect or kill vermin.
«ورود مجدد به ساختمان دوددهیشده بیخطر بود.»
“The fumigated building was safe to re-enter.”
«آنها محموله دوددهیشده را بازرسی کردند.»
“They inspected the fumigated cargo.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. به معنای عاری از باکتری یا سایر میکروارگانیسمهای زنده شده. اگر هدف استریل کامل باشد قابل تعویض است، اغلب به معنای استاندارد بالاتری از تمیزی نسبت به دوددهی عمومی است. 'ابزار جراحی استریل شدند' درست است.
Formal/Technical. Means made free from bacteria or other living microorganisms. Interchangeable if the goal was complete sterilization, often implying a higher standard of cleanliness than general fumigation. 'The surgical instruments were sterilized' works.
متداول. اصطلاحی بسیار کلی به معنای تحت فرآیند یا مادهای قرار گرفتن برای تغییر آن. قابل تعویض است اما کمتر خاص. 'چوب برای جلوگیری از پوسیدگی تیمار شد' درست است.
Common. A very general term meaning subjected to a process or substance to alter it. Interchangeable but less specific. 'The wood was treated to prevent rot' works.