fumbles

fum·bles/ˈfʌmbəlz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): fumbledpast participle (مفعولی): fumbled-ing (حال): fumbling3rd (سوم): fumbles

فعل — شلخته کار کردن

شلخته کار کردنناتوانی در گرفتن

به طور ناگهانی یا ناتوانانه چیزی را لمس یا دستکاری کردن

handles or touches something clumsily or unsuccessfully

«او در بازی توپ را شلخته دست گرفت.»

He fumbles the ball during the game.

«او در در با کلیدهایش دست و پا چلفتی بود.»

She fumbled with her keys at the door.

تفاوت با واژه‌های مشابه
botchesشلخته کاری کردن

غیررسمی. نشان‌دهنده دستکاری ضعیف یا نامنظم است.

Informal. Implies clumsy or poor handling of something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000