fumble

fum·ble/ˈfʌmbəl/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): fumbledpast participle (مفعولی): fumbled-ing (حال): fumbling3rd (سوم): fumbles

فعل — دست و پا چلفتی عمل کردن

دست و پا چلفتی عمل کردنبی‌دقت گرفتن

به شکلی ناشیانه یا دستپاچه چیزی را گرفتن یا حرکت دادن، گاهی باعث افتادن آن شدن.

To handle or move something clumsily or awkwardly, often dropping it.

«او با کلیدهایش دست و پا چلفتی کرد و یکی را انداخت.»

He fumbled with his keys and dropped one.

«او هنگام بازی توپ را دست و پا چلفتی گرفت.»

She fumbled the ball during the game.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blunderاشتباه کردن

رایج. به معنی اشتباه کردن، معمولاً ناشیانه؛ فامبل بیشتر به دست و پا چلفتی بودن فیزیکی اشاره دارد.

Common. Means to make a mistake often clumsily; 'fumble' emphasizes physical awkward handling.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): fumbles

اسم — خطا در گرفتن

خطا در گرفتندست پا چلفتی

عمل گرفتنی دست و پا چلفتی که معمولاً باعث اشتباه یا انداختن چیزی می‌شود.

An act of handling something clumsily, often leading to a mistake or dropping it.

«او دست‌وپاچلفتی کرد که باعث باخت تیم شد.»

He made a fumble that cost the team the game.

«اشتباه گیرنده مالکیت توپ را از دست داد.»

The receiver's fumble lost possession.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mistakeاشتباه

رایج. اصطلاح کلی برای اشتباه؛ فامبل به اشتباه فیزیکی ناشیانه اشاره دارد.

Common. General term for an error; 'fumble' is specifically a clumsy physical error.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000