اسم — کار خراب
اشتباهات یا کارهای با کیفیت پایین که با بیدقتی یا عدم مهارت انجام شدهاند.
Mistakes or poor-quality work done carelessly or incompetently.
«تعمیرات خراب بود و مجبور شدند دوباره انجامش دهند.»
“The repairs were botches and had to be redone.”
«او چند اشتباه در ارائه داشت.»
“He made several botches during the presentation.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی؛ به معنای تلاشهای ناشیانه یا ناموفق در انجام کارها.
Informal; means clumsy or failed attempts at tasks.
فعل — بد انجام دادن
کاری را بد یا بیدقت انجام دادن که منجر به نتیجه ضعیف شود.
Performs a task badly or carelessly, resulting in a poor outcome.
«کار را خراب کرد و قرارداد را از دست داد.»
“He botched the job and lost the contract.”
«تجربه را خراب نکن.»
“Don't botch the experiment.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی؛ معنی مشابه برای اشتباه در انجام کار.
Informal; similar meaning for making mistakes in performance.