botches

bot·ches/bɒtʃɪz/
1noun (اسم)informalplural (جمع): botches

اسم — کار خراب

کار خراباشتباهات

اشتباهات یا کارهای با کیفیت پایین که با بی‌دقتی یا عدم مهارت انجام شده‌اند.

Mistakes or poor-quality work done carelessly or incompetently.

«تعمیرات خراب بود و مجبور شدند دوباره انجامش دهند.»

The repairs were botches and had to be redone.

«او چند اشتباه در ارائه داشت.»

He made several botches during the presentation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bunglesکژکاری‌ها

غیررسمی؛ به معنای تلاش‌های ناشیانه یا ناموفق در انجام کارها.

Informal; means clumsy or failed attempts at tasks.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): botchedpast participle (مفعولی): botched-ing (حال): botching3rd (سوم): botches

فعل — بد انجام دادن

بد انجام دادنخراب کاری کردن

کاری را بد یا بی‌دقت انجام دادن که منجر به نتیجه ضعیف شود.

Performs a task badly or carelessly, resulting in a poor outcome.

«کار را خراب کرد و قرارداد را از دست داد.»

He botched the job and lost the contract.

«تجربه را خراب نکن.»

Don't botch the experiment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bungleکژکاری کردن

غیررسمی؛ معنی مشابه برای اشتباه در انجام کار.

Informal; similar meaning for making mistakes in performance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000