در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی ناشیانه یا دستپاچه چیزی را گرفتن یا حرکت دادن، گاهی باعث افتادن آن شدن.
To handle or move something clumsily or awkwardly, often dropping it.
«او با کلیدهایش دست و پا چلفتی کرد و یکی را انداخت.»
“He fumbled with his keys and dropped one.”
«او هنگام بازی توپ را دست و پا چلفتی گرفت.»
“She fumbled the ball during the game.”
رایج. به معنی اشتباه کردن، معمولاً ناشیانه؛ فامبل بیشتر به دست و پا چلفتی بودن فیزیکی اشاره دارد.
Common. Means to make a mistake often clumsily; 'fumble' emphasizes physical awkward handling.
عمل گرفتنی دست و پا چلفتی که معمولاً باعث اشتباه یا انداختن چیزی میشود.
An act of handling something clumsily, often leading to a mistake or dropping it.
«او دستوپاچلفتی کرد که باعث باخت تیم شد.»
“He made a fumble that cost the team the game.”
«اشتباه گیرنده مالکیت توپ را از دست داد.»
“The receiver's fumble lost possession.”
رایج. اصطلاح کلی برای اشتباه؛ فامبل به اشتباه فیزیکی ناشیانه اشاره دارد.
Common. General term for an error; 'fumble' is specifically a clumsy physical error.