در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قادر به کشتن قارچها یا جلوگیری از رشد آنها.
Capable of killing fungi or preventing their growth.
«این عامل قارچکش از گیاهان در برابر کپک محافظت میکند.»
“This fungicidal agent protects plants from mold.”
«اسپریهای قارچکش در مناطق مرطوب به محصولات زراعی زده میشوند.»
“Fungicidal sprays are applied to crops in humid regions.”