furcate

fur·cate/ˈfɜːr.keɪt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): furcatedpast participle (مفعولی): furcated-ing (حال): furcating3rd (سوم): furcates

فعل — دو شاخه شدن

دو شاخه شدنشاخ‌شاخ شدن

به دو شاخه تقسیم شدن یا به صورت دو شاخه درآمدن؛ تقسیم شدن.

To divide into two branches or fork; to split.

«رودخانه در اینجا به دو شاخه تقسیم می‌شود.»

The river furcates into two streams here.

«ریشه‌های گیاه در زیر زمین به دو شاخه تقسیم می‌شوند.»

The plant’s roots furcate underground.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forkشاخ شدن

رسمی. به خصوص در بافت‌های علمی که به تقسیم شاخه اشاره دارد، جایگزین furcate است.

Formal. Interchangeable with 'furcate' especially in scientific contexts when describing branching.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000