در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزاری دستی با دسته و چند شاخه باریک که برای خوردن یا آشپزی استفاده میشود.
A utensil with a handle and several sharp tines used for eating or cooking.
«لطفاً برای خوردن سالاد از چنگال استفاده کن.»
“Please use a fork to eat the salad.”
«او چنگال را روی زمین انداخت.»
“She dropped the fork on the floor.”
روزمره. فقط به یکی از نوکهای تیز چنگال اشاره دارد، نه کل ابزار.
Everyday. Refers specifically to one of the pointed parts of a fork, not a whole utensil.
انشعاب داشتن به دو یا چند مسیر یا شاخه.
To divide into two or more branches or paths.
«جاده جلو به دو مسیر انشعاب پیدا میکند.»
“The road forks into two paths ahead.”
«رودخانه نزدیک روستا به دو شاخه تقسیم میشود.»
“The river forks near the village.”
معمولی. در بیان انشعاب جادهها قابل جایگزینی است، اما چندمعنایی است و برای درخت یا سازمان هم استفاده میشود.
Common. Interchangeable in many contexts when referring to roads or paths splitting, but 'branch' can also apply to trees or organizations.
معمولی. معنی مشابه ولی کلیتر است؛ fork تاکید بر تقسیم شدن به شاخههای مشخص دارد.
Common. Similar meaning but more general; 'fork' emphasizes physical division into branches.
ایجاد یک مسیر مستقل و جدا برای توسعه نرمافزار از پروژه اصلی.
To divide a software project into a separate independent development path.
«توسعهدهندگان پروژه را برای افزودن قابلیتهای جدید انشعاب دادند.»
“Developers forked the project to add new features.”
«او کد پروژه را انشعاب داد تا به طور مستقل کار کند.»
“He forked the codebase to work independently.”
فنی. در نرمافزار گاه با fork جایگزین میشود ولی fork استقلال بیشتری دارد.
Technical. Often used interchangeably with 'fork' in software development but 'fork' implies more independence.
جایی که جاده یا رودخانه به دو یا چند شاخه تقسیم میشود.
A place where a road or river divides into two or more branches.
«ما سر انشعاب جاده ملاقات کردیم.»
“We met at the fork in the road.”
«انشعاب رودخانه مکانی محبوب برای ماهیگیری است.»
“The river fork is a popular fishing spot.”
معمولی. برای انشعاب رود یا جاده استفاده میشود، ولی برای سازمان هم کاربرد دارد.
Common. Refers to a division in rivers or roads but can also mean a smaller part of organizations.