furcation

fur·ca·tion/fɜːrˈkeɪʃən/
noun (اسم)technical

اسم — انشعاب

انشعابشاخه‌دار شدن

عمل یا حالت تقسیم شدن به شاخه‌ها یا انشعاب‌ها، به‌ویژه در آناتومی یا زیست‌شناسی.

The act or state of dividing into branches or forks, especially in anatomy or biology.

«انشعاب رگ‌های خونی زیر میکروسکوپ دیده می‌شد.»

The furcation of blood vessels was visible under the microscope.

«انشعاب ریشه در معاینات دندان‌پزشکی مهم است.»

Root furcation is important in dental examinations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000