gaffed

/ɡæft/
verb (فعل)commonpast (گذشته): gaffedpast participle (مفعولی): gaffed-ing (حال): gaffing3rd (سوم): gaffs

فعل — قلاب انداختن

قلاب انداختنگیر انداختن ماهی

گذشته فعل گاف؛ گرفتن ماهی با قلاب گاف.

Past tense of gaff; to catch a fish with a gaff hook.

«او دیروز ماهی بزرگی را با قلاب گرفت.»

He gaffed a large fish yesterday.

«ماهیگیر ماهرانه ماهی تن را قلاب انداخت.»

The fisherman gaffed the tuna expertly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000