در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شستن دهان و گلو با حبابدار کردن مایع داخل آن.
To rinse the mouth and throat by bubbling liquid.
«او برای گلودرد با آب نمک غرغره کرد.»
“She gargled with salt water for her sore throat.”
«بعد از مسواک زدن غرغره کن تا نفس تازه شود.»
“Gargle after brushing to keep breath fresh.”