gardening

gar·den·ing/ˈɡɑrdənɪŋ/
gardena piece of land for growing plants-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — باغبانی

باغبانیکاشت و نگهداری گیاه

فعالیت یا سرگرمی پرورش و مراقبت از گیاهان در باغچه.

The activity or hobby of growing and caring for plants in a garden.

«باغبانی برای بسیاری از افراد آرامش‌بخش و سرگرم‌کننده است.»

Gardening is relaxing and fun for many people.

«او تعطیلات آخر هفته‌اش را به باغبانی اختصاص می‌دهد.»

She spends her weekends gardening.

تفاوت با واژه‌های مشابه
horticultureباغبانی

رسمی/فنی. وسیع‌تر و علمی‌تر از باغبانی معمولی.

Formal/technical. More broad and scientific than casual gardening.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000