فعل — غرغره کردن
عمل شستشوی دهان یا گلو با مایع، با نگه داشتن آن در حرکت با تنفس از طریق آن.
The action of washing one's mouth or throat with a liquid, keeping it in motion by breathing through it.
«غرغره کردن با آب نمک میتواند گلودرد را تسکین دهد.»
“Gargling with salt water can soothe a sore throat.”
«صدای غرغره کردن از حمام شنیده میشد.»
“The sound of gargling echoed from the bathroom.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. 'آبکشی کردن' یک اصطلاح گستردهتر برای شستن چیزی با مایع برای از بین بردن کثیفی یا صابون است که میتواند شامل دهان باشد اما به طور خاص شامل گلو یا صدای حبابدار غرغره کردن نمیشود. 'او بعد از مسواک زدن دهانش را شست.' 'او با آب نمک غرغره میکرد.'
Everyday. 'Rinsing' is a broader term for washing something with liquid to remove dirt or soap, which can include the mouth but doesn't specifically involve the throat or the bubbling sound of gargling. 'She rinsed her mouth after brushing.' 'He was gargling with salt water.'
اسم — صدای غرغره
صدایی که هنگام غرغره کردن تولید میشود.
The sound produced when one gargles.
«صدای غرغرهای از اتاق بیمار شنیدم.»
“I heard a gargling sound from the sickroom.”
«غرغره مشخص نشان میداد که او از دهانشویه استفاده میکرد.»
“The distinct gargling indicated he was using mouthwash.”