georgic

ge·or·gic/ˈdʒɔːr.dʒɪk/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more georgicsuperlative (عالی): most georgic

صفت — کشاورزی

کشاورزیروستایی

مربوط به کشاورزی یا زندگی روستایی.

Relating to agriculture or rural life.

«این شعر موضوعاتی درباره کشاورزی داشت.»

The poem had georgic themes about farming.

«سبک جورجیک زندگی روستایی را تحسین می‌کند.»

A georgic style celebrates rural life.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pastoralروستایی

رسمی. به زندگی روستایی اشاره دارد؛ مرتبط اما دقیقاً هم‌معنی نیست؛ در ادبیات کاربرد دارد.

Formal. Refers to countryside life, related but not exact synonym; used in literature.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000