geosynchronous

geo·syn·chro·nous/ˌdʒiːoʊˈsɪŋkrənəs/
geo-earthsyn-together, samechron-time-oushaving the quality of
adjective (صفت)technical

صفت — هم‌زمان با زمین

هم‌زمان با زمینمدار زمین‌هم‌زمان

مربوط به مداری که سرعت چرخش یک ماهواره با چرخش زمین هم‌زمان است و روی نقطه ثابتی قرار دارد.

Relating to a satellite orbit that matches the Earth's rotation, appearing stationary over one spot.

«ماهواره‌های زمین‌هم‌زمان برای ارتباطات ضروری‌اند.»

Geosynchronous satellites are vital for communication.

«مدار زمین‌هم‌زمان به ماهواره‌ها اجازه می‌دهد روی خط استوا باقی بمانند.»

The geosynchronous orbit allows satellites to stay over the equator.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000