در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک جونده کوچک که معمولاً به عنوان حیوان خانگی نگهداری میشود.
A small, burrowing rodent often kept as a pet.
«خواهرم یک جربیل خانگی به نام مکس دارد.»
“My sister has a pet gerbil named Max.”
«جربیلها دوست دارند در قفسهایشان بکنند و کاوش کنند.»
“Gerbils like to dig and explore in their cages.”