get away with

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get a·way with/ɡɛt əˈweɪ wɪð/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — بی‌مجازات ماندن

بی‌مجازات ماندناز زیر بار در رفتن

کار نادرستی کردن و بدون مجازات یا سرزنش از آن گذشتن.

To do something wrong without being punished or criticized.

«او در تقلب در امتحان بی‌مجازات ماند.»

He got away with cheating on the test.

«از آن دروغ جان سالم به در نمی‌بری.»

You won't get away with that lie.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000