get into one's stride

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

get in·to one's stride/ɡɛt ˈɪntu wʌnz straɪd/
phrase (عبارت)common

عبارت — روال کار دستش آمدن

روال کار دستش آمدنراه افتادن

یعنی پس از مدتی سازگار شدن، کاری را با اعتمادبه‌نفس و روان انجام دادن.

To begin doing something confidently and effectively after an initial period of adjustment.

«بعد از یک هفته، روال کار دستش آمد.»

After a week, she got into her stride.

«تیم بعد از نیمهٔ بازی راه افتاد.»

The team got into its stride after halftime.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000