در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عمل آویزان کردن جسد روی دارآویز بهعنوان هشدار.
The act of hanging a dead body in a gibbet as a warning.
«آنها مجرمان را روی دارآویز آویزان میکردند تا دیگران بترسند.»
“They were gibbeting criminals as a warning to others.”
«گبیِتینگ نوعی تنبیه عمومی بود.»
“Gibbeting was a form of public punishment.”