gibbet

gib·bet/ˈɡɪbɪt/
noun (اسم)archaicplural (جمع): gibbet

اسم — دار دارآویختن

دار دارآویختنطُرفه

ساختاری شبیه دار که اجساد اعدام‌شدگان را به عنوان هشدار آویزان می‌کرد.

A gallows-type structure from which executed bodies were displayed as a warning.

«جسد مجرم روی دار آویخته شد.»

The criminal’s body was hung on the gibbet.

«در دوران قرون وسطی از گبی‌ها به عنوان بازدارنده استفاده می‌شد.»

Gibbets were used in medieval times as a deterrent.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000