gi

/dʒiː ˈaɪ/
1noun (اسم)informalplural (جمع): GIs

اسم — سرباز آمریکایی

سرباز آمریکاییجنگجو

(غیررسمی، عمدتاً در آمریکا) یک سرباز، به ویژه یک درجه‌دار، در نیروهای مسلح ایالات متحده.

(informal, chiefly US) A soldier, especially an enlisted man, in the U.S. armed forces.

«پدربزرگ من در جنگ جهانی دوم یک سرباز آمریکایی بود.»

My grandfather was a GI in World War II.

«سربازان آمریکایی به خط مقدم اعزام شدند.»

The GIs were deployed to the front lines.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soldierسرباز

کلی. هر فردی که در ارتش خدمت می‌کند. 'یک سرباز شجاع'. گسترده‌تر؛ GI به طور خاص به یک سرباز آمریکایی، اغلب درجه‌دار، اشاره دارد.

General. Any person serving in an army. 'A brave soldier'. Broader; 'GI' specifically refers to a US serviceman, often an enlisted one.

servicemanنظامی

رسمی. شخصی که در نیروهای مسلح خدمت می‌کند. 'یک نظامی پرافتخار'. رسمی‌تر و کمتر خاص به آمریکا نسبت به GI است.

Formal. A person serving in the armed forces. 'A decorated serviceman'. More formal and less specific to the US than 'GI'.

2adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more GIsuperlative (عالی): most GI

صفت — نظامی آمریکایی

نظامی آمریکاییسربازی (آمریکایی)

(غیررسمی، عمدتاً در آمریکا) مربوط به، یا مشخصه یک سرباز آمریکایی یا نیروهای مسلح ایالات متحده.

(informal, chiefly US) Of, relating to, or characteristic of a U.S. soldier or the U.S. armed forces.

«او یک آدمک G.I. Joe خرید.»

He bought a GI Joe action figure.

«آنها در سالن غذاخوری غذاهای سربازی (آمریکایی) سرو می‌کردند.»

They served GI meals in the mess hall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
militaryنظامی

کلی. مربوط به نیروهای مسلح یک کشور. 'یونیفرم نظامی'. بسیار گسترده‌تر از GI که خاص به زمینه آمریکایی و اغلب غیررسمی است.

General. Relating to the armed forces of a country. 'Military uniform'. Much broader than 'GI', which is specific to US context and often informal.

armyارتشی

کلی. مربوط به نیروهای زمینی یک ملت. 'چکمه‌های ارتشی'. در حالی که GI اغلب به ارتش اشاره دارد، در معنای گسترده‌تر می‌تواند به سایر شاخه‌ها نیز اشاره کند.

General. Pertaining to the land forces of a nation. 'Army boots'. While 'GI' often refers to army, 'GI' can also refer to other branches in a broader sense.

3noun (اسم)technical

اسم — دستگاه گوارش

دستگاه گوارشجی‌آی (پزشکی)

دستگاه گوارش (اغلب در زمینه‌های پزشکی استفاده می‌شود).

Gastrointestinal (often used in medical contexts).

«دکتر دستگاه گوارش او را معاینه کرد.»

The doctor examined his GI tract.

«او بعد از خوردن آن، دچار مشکلات گوارشی شده است.»

He's having some GI issues after eating that.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000