ghosty

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ghost·y/ˈɡoʊsti/
ghostspirit-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): ghostiersuperlative (عالی): ghostiest

صفت — شبح‌وار

شبح‌واروحشتناکترسناک

شبیه روح؛ ترسناک یا وهم‌آور.

Resembling or characteristic of a ghost; eerie or spooky.

«خانه قدیمی فضایی وهم‌آور داشت.»

“The old house had a ghosty atmosphere.”

«شبحی در مه ظاهر شد.»

“A ghosty figure appeared in the fog.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
ghostlike— شبح‌وار

کمیاب، هم‌معنی برای توصیف ویژگی‌های روح‌وار.

Rare, synonymous in describing ghostly qualities.

eerie— وحشتناک

متداول برای چیزی عجیب و ترسناک.

Common for something strange and frightening.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000