giggle

gig·gle/ˈɡɪɡəl/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): giggledpast participle (مفعولی): giggled-ing (حال): giggling3rd (سوم): giggles

فعل — خندیدن شاد و سبک

خندیدن شاد و سبکقهقهه کردن

خنده‌ای سبک، احمقانه یا عصبی.

To laugh in a light, silly, or nervous way.

«بچه‌ها هنگام داستان خنده‌دار خندیدند.»

The children giggled during the funny story.

«قبل از صحبت کردن عصبی خندید.»

She giggled nervously before speaking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chuckleقهقهه خفیف

روزمره. خنده‌ای نرم و آرام؛ شبیه ولی کمتر زیرتر از giggle.

Everyday. A soft, quiet laugh; similar but less high-pitched than giggle.

2noun (اسم)common

اسم — خنده سبک

خنده سبک

خنده‌ای سبک و احمقانه.

A light, silly laugh.

«خنده سبک او فضا را پر کرد.»

Her giggle filled the room.

«با خنده سبک خجالتی پاسخ داد.»

He responded with a shy giggle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000