gladly

glad·ly/ˈɡlædli/
gladhappy, pleased-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): gladposition (جایگاه): end

قید — با خوش‌رویی

با خوش‌روییبا کمال میل

با میل یا خوشحالی

Willingly or with pleasure

«او با خوشحالی دعوت را پذیرفت.»

She gladly accepted the invitation.

«خوشحال می‌شوم به تو کمک کنم.»

I will gladly help you.

تفاوت با واژه‌های مشابه
willinglyبا رغبت

رایج. آمادگی یا موافقت را بیان می‌کند.

Common. Expresses readiness or consent.

happilyخوشحالانه

رایج. تأکید بر خوشحالی یا شادی.

Common. Emphasizes pleasure or joy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000