adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): glibposition (جایگاه): end
قید — با سطحینگری
با سطحینگریبا بیمبالاتی
به طرز روان و ساده اما اغلب غیرصادقانه یا سطحی صحبت کردن.
In a smooth, easy, but often insincere or superficial way of speaking.
«او بدون تفکر به طور بیمبالات پاسخ داد.»
“He answered glibly without thinking.”
«او بهطور سطحی درباره مسائل جدی صحبت کرد.»
“She spoke glibly about serious matters.”
تفاوت با واژههای مشابه
smoothly— بهطور روان
رایج. مشابه در سبک ولی glibly معمولاً بیاخلاق یا سطحی است.
Common. Similar in manner but glibly often implies lacking sincerity.