glibly

glib·ly/ˈɡlɪb.li/
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): glibposition (جایگاه): end

قید — با سطحی‌نگری

با سطحی‌نگریبا بی‌مبالاتی

به طرز روان و ساده اما اغلب غیرصادقانه یا سطحی صحبت کردن.

In a smooth, easy, but often insincere or superficial way of speaking.

«او بدون تفکر به طور بی‌مبالات پاسخ داد.»

He answered glibly without thinking.

«او به‌طور سطحی درباره مسائل جدی صحبت کرد.»

She spoke glibly about serious matters.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smoothlyبه‌طور روان

رایج. مشابه در سبک ولی glibly معمولاً بی‌اخلاق یا سطحی است.

Common. Similar in manner but glibly often implies lacking sincerity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000