glommed

/ɡlɑːmd/
verb (فعل)informalpast (گذشته): glommedpast participle (مفعولی): glommed-ing (حال): glomming3rd (سوم): glommed

فعل — چنگ زدن

چنگ زدنگرفتن

به شدت و ناگهانی چیزی را گرفتن یا تصاحب کردن (عامیانه).

Grabbed or seized something suddenly and eagerly (slang).

«او آخرین تکه پیتزا را به سرعت گرفت.»

He glommed onto the last piece of pizza.

«او قبل از دیگران کلیدها را چنگ زد.»

She glommed the keys before anyone else.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grabbedچنگ زدن

غیررسمی. به معنای سریعاً گرفتن است؛ اغلب در بافت‌های عامیانه با glom قابل تعویض است.

Informal. Means to take hold of quickly; often interchangeable with 'glom' in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000