go overboard

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

go o·ver·board/ɡoʊ ˈoʊvərbɔrd/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — زیاده‌روی کردن

زیاده‌روی کردنافراط کردن

کاری را بیش از اندازه یا با افراط انجام دادن است.

To do something too much or with excessive enthusiasm.

«در تزیینات زیاده‌روی نکن.»

Don't go overboard with the decorations.

«او در خرید هدیه افراط کرد.»

He went overboard buying gifts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000