go solo

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

go so·lo/ɡoʊ ˈsoʊ.loʊ/
gomove or proceedsoloalone; single
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تنها عمل کردن

تنها عمل کردنبه‌طور مستقل انجام دادن

انجام کاری به تنهایی، بدون کمک یا همراهی دیگران.

To do something alone, without help or company.

«بعد از سال‌ها در یک گروه، تصمیم گرفت تنها فعالیت کند.»

After years in a band, she decided to go solo.

«او تنها عمل کرد و کسب‌وکار خودش را راه‌اندازی کرد.»

He went solo and started his own business.

تفاوت با واژه‌های مشابه
go it aloneتنها عمل کردن

رایج. در بیشتر موارد به جای go solo برای تأکید بر استقلال استفاده می‌شود؛ مثلاً «او تصمیم گرفت تنها عمل کند.» برای کسب‌وکار یا فعالیت‌های شخصی کاربرد دارد.

Common. Interchangeable with 'go solo' in most contexts emphasizing independence, e.g. 'She decided to go it alone.' Works for businesses or personal actions.

fly soloتنها سفر کردن

غیررسمی. معمولاً به معنای تنها سفر کردن است، گاهی در پرواز، و کمتر در کسب‌وکار استفاده می‌شود.

Informal. Usually refers to traveling or acting alone, sometimes in flying; less common in business contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000