در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
انجام کاری به تنهایی، بدون کمک یا همراهی دیگران.
To do something alone, without help or company.
«بعد از سالها در یک گروه، تصمیم گرفت تنها فعالیت کند.»
“After years in a band, she decided to go solo.”
«او تنها عمل کرد و کسبوکار خودش را راهاندازی کرد.»
“He went solo and started his own business.”
رایج. در بیشتر موارد به جای go solo برای تأکید بر استقلال استفاده میشود؛ مثلاً «او تصمیم گرفت تنها عمل کند.» برای کسبوکار یا فعالیتهای شخصی کاربرد دارد.
Common. Interchangeable with 'go solo' in most contexts emphasizing independence, e.g. 'She decided to go it alone.' Works for businesses or personal actions.
غیررسمی. معمولاً به معنای تنها سفر کردن است، گاهی در پرواز، و کمتر در کسبوکار استفاده میشود.
Informal. Usually refers to traveling or acting alone, sometimes in flying; less common in business contexts.