go to your head

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡoʊ tə jʊr hɛd/
1phrase (عبارت)informal

عبارت — مغرور کردن

مغرور کردنبه سر کسی زدن

باعث غرور بیش از حد یا خودبزرگ‌بینی کسی شدن است.

To make someone overly proud or conceited.

«نگذار این تعریف‌ها مغرورت کند.»

Don't let the praise go to your head.

«موفقیت زودهنگام او را مغرور کرد.»

His early success went to his head.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — سر را گیج بردن

سر را گیج بردنسرمست کردن

کسی را، به‌ویژه بر اثر الکل، گیج یا سرمست کردن است.

To make someone feel dizzy, especially because of alcohol.

«شراب زود سرش را گیج برد.»

The wine went to her head quickly.

«آن کوکتل فوراً سرم را گیج برد.»

That cocktail went straight to my head.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000