در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک فلز گرانبهای زرد رنگ، که به عنوان سرمایه و در جواهرات استفاده میشود.
A yellow precious metal, used as an investment and in jewelry.
«او یک گردنبند طلای زیبا به گردن دارد.»
“She wears a beautiful gold necklace.”
«قیمت طلا امسال به طور قابل توجهی افزایش یافته است.»
“Gold prices have risen significantly this year.”
روزمره. گستردهتر از 'gold' و به مجموعهای از اقلام با ارزش اشاره دارد. 'Treasure chest' به ترکیبی از اشیاء با ارزش اشاره دارد. تنها زمانی با 'gold' قابل تعویض است که 'gold' بخشی از یک گنج بزرگتر از اقلام با ارزش باشد.
Everyday. Broader than 'gold', referring to a collection of valuable items. 'Treasure chest' implies a mix of valuables. Only interchangeable with 'gold' when 'gold' is part of a larger hoard of valuable items.
ساخته شده از طلا؛ به رنگ طلا.
Made of gold; gold-colored.
«او در المپیک مدال طلا گرفت.»
“He won a gold medal at the Olympics.”
«غروب خورشید ابرها را طلایی کرد.»
“The sunset painted the clouds gold.”
روزمره. بسیار شبیه 'gold' به عنوان صفت و اغلب قابل تعویض است، به خصوص برای رنگ. 'Golden hair' و 'gold hair' هر دو درست هستند، اما 'golden' میتواند چیزی گرانبها یا عالی را نیز القا کند، فراتر از فقط رنگ.
Everyday. Very similar to 'gold' as an adjective, often interchangeable, especially for color. 'Golden hair' and 'gold hair' both work, but 'golden' can also imply something precious or excellent, beyond just the color.
ادبی/رسمی. به معنای روکش شده نازک با طلا است. کاملاً از طلا ساخته نشده، اما اینگونه به نظر میرسد. 'Gilded frame' به این معنی است که ارزانتر از طلای خالص است.
Literary/formal. Means covered thinly with gold. Not fully made of gold, but appears so. 'Gilded frame' implies it's cheaper than solid gold.