goldilocks

gold·i·locks/ˈɡoʊldɪlɒks/
noun (اسم)common

اسم — طلا مو

طلا موگلدیلاکس

شخصیتی از داستان کودکان که به دنبال چیزهای «در حد مطلوب» است.

A character from a children’s story known for finding things 'just right'.

«گلدیلاکس سوپ را امتحان کرد تا ببیند نه خیلی داغ و نه سرد است.»

Goldilocks tried the porridge to find it not too hot or cold.

«اصل گلدیلاکس به شرایط ایدئال بین دو حد افراطی اشاره دارد.»

The Goldilocks principle applies to ideal conditions between extremes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000