در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مناطقی غنی از ذخایر طلا، که اغلب به نواحیای اشاره دارد که در آنها تب طلا رخ داده است.
Areas rich in gold deposits, often referring to regions where gold rushes occurred.
«بسیاری از جستجوگران طلا در قرن نوزدهم به مناطق طلاخیز کالیفرنیا سرازیر شدند.»
“Many prospectors flocked to the Californian goldfields in the 19th century.”
«اقتصاد منطقه بر اساس میدانهای طلای گسترده آن بنا شده بود.»
“The region's economy was built on its extensive goldfields.”
غیررسمی/تاریخی. اغلب به طور تاریخی برای اشاره به مناطق استخراج طلا در دوران تب طلا استفاده میشود. هنگام اشاره به مکانهای خاص استخراج طلا در یک میدان طلا، قابل تعویض است. 'حفاریهای قدیمی اکنون متروک شدهاند' به مکانهای خاص اشاره دارد، در حالی که 'میدانهای طلا وسیع هستند' به کل منطقه اشاره دارد.
Informal/historical. Often used historically to refer to gold mining areas during gold rushes. It's interchangeable when referring to the specific sites of gold extraction within a goldfield. 'The old diggings are now abandoned' implies specific sites, whereas 'The goldfields are vast' implies the whole region.
مربوط به یا مشخصه یک منطقه طلاخیز.
Relating to or characteristic of a goldfield.
«آنها یک زندگی سخت در مناطق طلاخیز داشتند.»
“They lived a tough goldfields life.”
«اقتصاد مناطق طلاخیز برای یک دهه رونق گرفت.»
“The goldfields economy boomed for a decade.”
کلی. به هر چیزی مربوط به استخراج مواد معدنی اشاره دارد. 'Goldfield' به نوع خاصی از استخراج، یعنی طلا، اشاره دارد. 'عملیات معدنکاری' اصطلاح گستردهتری نسبت به 'عملیات میدان طلا' است.
General. Refers to anything related to the extraction of minerals. 'Goldfield' implies a specific type of mining, for gold. 'Mining operations' is a broader term than 'goldfield operations'.