gon

gon·do·la/ˈɡɒndələ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): gondolas

اسم — گوندا

گونداقایق گوندولا

قایق پر و صاف که در کانال‌های ونیز استفاده می‌شود

a flat-bottomed boat used in Venetian canals

«آن‌ها با گوندولا از کانال‌های ونیز عبور کردند.»

They rode a gondola through Venice's canals.

«گوندولا به آرامی روی آب تکان خورد.»

The gondola swayed gently in the water.

2noun (اسم)commonplural (جمع): gondolas

اسم — کابین تله‌کابین

کابین تله‌کابینکابین بالابر

کابینی آویزان از کابل در بالابر اسکی یا تله‌کابین

a cabin suspended from a cable on a ski lift or aerial tramway

«کابین تله‌کابین اسکی‌بازان را به بالای کوه برد.»

The gondola carried skiers up the mountain.

«از منظره از داخل کابین تله‌کابین لذت بردیم.»

We enjoyed the view from the gondola.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000