gone north about

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

gone north a·bout/ɡɔn nɔrθ əˈbaʊt/
phrase (عبارت)archaic

عبارت — از راه شمال دور زده

از راه شمال دور زدهراهی طولانی رفته

از راهی طولانی و غیرمستقیم از سمت شمال رفته است.

Having taken a long or roundabout route by way of the north.

«آن‌ها برای دوری از طوفان از راه شمال دور زده بودند.»

They had gone north about to avoid the storm.

«کشتی از راه شمال جزیره را دور زده بود.»

The ship had gone north about the island.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000