granary

gran·a·ry/ˈɡrænəri/
grangrain-aryplace for
noun (اسم)commonplural (جمع): granaries

اسم — انبار غله

انبار غلهخرمنگاه

انبار دانه و غلات.

A storehouse for grain.

«کشاورزان گندم را در انبار غله ذخیره کردند.»

The farmers stored wheat in the granary.

«انبار غله قدیمی پر از جو بود.»

The old granary was full of barley.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000