در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اصطلاح غیررسمی برای پدربزرگ.
Informal term for grandfather.
«پدربزرگ برایم داستانهای جوانیاش را گفت.»
“Gramp told me stories from his youth.”
«آخر هفته گذشته به دیدار پدربزرگ رفتیم.»
“We visited Gramp last weekend.”