در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرتبط با دستور زبان یا پیروی از قوانین دستور زبان.
Relating to grammar or following the rules of grammar.
«جملهاش از لحاظ دستور زبان صحیح بود.»
“His sentence was grammatically correct.”
«اشتباهات گرامری باعث سردرگمی خوانندگان میشود.»
“Grammatical errors confuse readers.”