greater autonomy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

great·er au·ton·o·my/ˈɡreɪtər ɔːˈtɑːnəmi/
phrase (عبارت)formal

عبارت — استقلال بیشتر

استقلال بیشترخودمختاری بیشتر

آزادی بیشتر برای تصمیم‌گیری و عمل مستقلانه.

More freedom to make decisions and act independently.

«به مدرسه استقلال بیشتری داده شد.»

The school was given greater autonomy.

«کارکنان در محل کار استقلال بیشتری می‌خواهند.»

Workers want greater autonomy at work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000