grete

/ɡreɪt/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): gretpast participle (مفعولی): greten-ing (حال): greting3rd (سوم): gretes

فعل — گریه کردن

گریه کردنزاری کردن

ریختن اشک یا گریه کردن (قدیمی).

(archaic) To weep or cry.

«او شروع کرد به بی‌صدا گریه کردن در شب.»

She began to grete silently in the night.

«اشعار قدیمی اغلب داستان افرادی را نقل می‌کنند که به خاطر عشق از دست رفته گریه می‌کنند.»

Old poems often tell stories of people who grete for lost love.

تفاوت با واژه‌های مشابه
weepگریه کردن

رسمی و ادبی، در زمینه شعری جایگزین grete می‌شود.

Formal and literary synonym for 'grete', interchangeable in poetic contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000