در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بافت سفت و غیرقابل خوردن در گوشت که از غضروف تشکیل شده است.
A tough, inedible tissue found in meat, made of cartilage.
«استیک خیلی غضروف داشت.»
“There was a lot of gristle in the steak.”
«باید دور غضروف را میجویدم.»
“I had to chew around the gristle.”